صفحه اصلى/ پرسش ها وپاسخ ها/فرهنگ

اختلاف طبقاتي

vچرا از ميان برداشتن اختلافات طبقاتي از نظر اسلام مطلوب است؟


üاگر منظور از برداشته شدن اختلاف طبقاتي تساوي کامل باشد، چنين فرضي نه شدني است و نه مطلوب. اما اگر منظور کم شدن فاصله باشد، امري مطلوب است و دليل آن هم امکان رشد و شکوفايي استعداد اکثر افراد جامعه است.

 

تعدد مراجع تقليد

vرمز اتحاد و نصرت شيعيان جهان همواره در اقتدار و درايت مرجعيت شيعه بوده است ولي اکنون مرجعيت حتي حالت کشوري خود را نيز از دست داده است آيا چنين مرجعيت پراکنده و متعددي مي تواند جهان تشيع را - که در اصل محصور در مرزها نيست - به سر منزل مقصود برساند و از ميان امواج فتنه ها و بلا ها عبور دهد؟


üآنچه براي وحدت و عزت کشور اسلامي ضرورت دارد وحدت رهبري است و با وجود رهبر واحد، تعدد مراجع چندان زياني ندارد.
 

دفاع از ارزشها يا از آب و خاك

v


üبا تشكر از انتقاد جناب عالى،‌ مطلب مورد اشاره در بستر مقايسه ميان دفاع از سرزمين با دفاع از ارزشها بيان شده است. در چنين مقايسه اي گفته شد كه دفاع از آب و خاك كم ارزش است نه اينكه نفى كلى ارزش از دفاع از سرزمين شود. اگر در مقام مقايسه گفته شود تربيت معنوى ارزشمند و آموزش بهداشت كم ارزش است به آن دليل است كه ارزشهاى معنوى به خاطر آنكه ثابت و ابدى است قابل مقايسه با سلامت جسمى نيست، نه آنكه ارزش بهداشت را به كلى نفى كنيم. از طرف ديگر، دفاع از آب و خاك از آن جهت كه صرفاً دفاع از سرزمين است (و شامل دفاع هر شهروندى- هر چند بى دين - از سرزمين خود مى شود) چنين حكمى دارد. ولى همين عمل هنگامى كه به اسلام انتساب پيدا كند از ارزش فوق العاده اى برخوردار مي شود چرا كه دفاع از سرزمين اسلامى دفاع از اسلام است و يكى از بالاترين ارزشها به حساب مى آيد. رزمندگان اسلام كه جان خويش را در طبق اخلاص گذاشتند و از مرزهاى كشور اسلامى دفاع كردند بيش از آنكه از آب و خاك ايران دفاع كنند، از كيان اسلام و نظام اسلامى دفاع كردند، و هم از اين رو است كه اجر و ارزش كار ايشان با ارزش دفاع غير مسلمانان - به عنوان مثال، ويتنامى ها - از آب و خاك خود نيست.
در بحث از كمبودهاى فرهنگى، هيچكس را معاف نمى دانيم و در جاى خود در مورد كمبودهاى حوزه هاى علميه هم بحث كرده ايم (كه به صورت يك مجموعه تحت عنوان مباحثى در باره حوزه به چاپ رسيده است). اما امروزه مسئول اجراى قوانين، دولت اسلامى است، و ديده مى شود كه از قدرتى كه دولت در اختيار دارد بر عليه اسلام سوء استفاده مى شود. از اين رو است كه از آنان انتقاد مي كنيم.

 

راهنمايى دانشجويان

vمن دانشجو هستم. در حال حاضر گرگان ايمان در دانشگاه و در کشور زياد شده‌اند و کسانی مثل شما نقش مهمی در روشن شدن شبهات داريد؛ با اين جوی که درست کرده‌اند شما راهی را به ما پيشنهاد دهيد که ما بتوانيم در راه ولايت حرکت کرده و قلب مقدس امام زمان از ما راضی و خوشنود باشد


ü1. خوب و جدي درس بخوانيد.
عبادات و وظايف ديني (اعم از فردي و اجتماعي) را با اخلاص و جديت انجام دهيد.
با مطالعه مطالب اصيل اسلامي و تماس حضوري با اسلام شناسان حقيقي پايه هاي اعتقادي خود را محكم كنيد.
جلسات مذهبي را تقويت كنيد و براي خود يك برنامه منظم و سير مطالعاتي در كتابهاي اسلامي معتبر از قبيل كتابهاي شهيد مطهري قرار دهيد.
با منطق و استدلال، شبهات مخالفان را پاسخ دهيد و اگر جواب شبهه اي را نمي دانيد حتماَ سؤال كنيد. ما آماده پاسخ گويي به سؤالات شما و ديگران هستيم.

رهنمودهايى پيرامون ويژگيهاى طلبه

vاز شما تقاضا داشتم مرا در امر طلبه واقعي بودن راهنمايي كنيد.


üبه نظر ما طلبگى به معناى درآمدن در سلك سربازان و خدمتگزاران به وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف است. يك طلبه بايد:
1. سعى كند محتواى دين و تعاليم اهل بيت عليهم السلام را هرچه بهتر فرا گيرد.
2. به آموزه هاى دينى بهتر عمل كند،‌ مخصوصا با توجه به اينكه مردم از رفتار او سرمشق مى گيرند.
3. براى آموزش دادن اعتقادات و تعاليم اسلام به ديگران تلاش كند.
4. در جهت پياده كردن احكام اسلام در سطح جامعه كوشش نمايد.
«والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و إن الله لمع المحسنين»

 

مهرورزى

vميخواستم بدانم نظر اسلام راجع به عشق هاي زمينی که حتماً منظور عشق بين دو نفر از جنسه مخالف است چيست؟ آيا بايد اين عشق را سرکوب کرد يا در اسلام اين نوع عشق که ممکن است در سنين 16 17 سالگی وارد زندگی يک نفر شود مباح شمرده شده است؟ در راديو و تلويزيون گاه گاه سخنی ميشنويم که گويا اين عشق ها را بايد سرکوب کرد و از پيش آمدنشان جلوگيری کرد و يا فرد عاشق گناه کرده؟ به نظر اسلام آيا دست خود آدم است که عاشق شود يا نشود؟ شخصی که عاشق شده البته بهتر است که زودتر ازدواج کند تا خود را از گرفتاری نجات دهد(البته اگر عشق در اسلام مجاز شمرده شده باشد) حال اگر در موقعيتی بود که نميتوانست ازدواج کند آيا بايد اين مورد را به فراموشی بسپارد؟ نظر حضرت عالی در اين باره و برخورد هاي فيزيکی که با اين مصالح [مسائل]ميشود چيست؟ اصولا ازدواج را با عشق بهتر ميدانيد و خود شخص همسرش را انتخاب کند يا اينکه نديده ازدواج صورت گيرد؟


ü1.  عواطف يكى از نعمتهاى بزرگ الهى است كه هم براى شيرين شدن زندگى اين جهان نقش مهمى ايفا مىكند و هم زمينه تعالى روح و عشق به محبوب حقيقى را فراهم مىسازد.
2. افراط در مهرورزى (مانند افراط در هر كار ديگرى) تعادل زندگى را به هم مىزند و طبعاً تلاش براى كسب چنين امر افراط آميزى مطلوب نخواهد بود؛ مخصوصاً اگر انسان را در معرض گناه قرار دهد. چنين افراطى ممكن است به يك بعدى شدن شخصيت و عقب ماندگى در ساير ابعاد منجر گردد، و حتى گاه موجب ناكامىهاى خطرناكى شود. از اين جهت،‌ رعايت اعتدال در اين عرصه نيز مطلوب است.
3. عشقهاى زمينى هم تا حدى كه انسان را به گناه نكشاند حرام نيست ولي خردورزى، دورانديشى، و تقوى اقتضا مى كند كه انسان به سراشيب سقوط نزديك نشود و هميشه مرزى را بين خود و گناه قرار دهد. بنابراين كسى كه مبتلا به عشق انسانى شده (چه جنس مخالف يا موافق) سزاوار است به خصوص از تماس بدنى خوددارى كند.
4. ازدواج به عنوان يك نهاد مقدس اجتماعى كه طبق آنچه از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است: ”ما بني بناء في الاسلام احب الي الله عزوجل من التزويج“  (وسائل الشيعة،‌ ج 20، ص 14)، محبوبترين بنيان نزد خداوند مىباشد، بايد بر پايه هاى معقول و سنجيده اى استوار گردد. از همين رو است كه نگاه كردن به اندام كسى كه شخص قصد ازدواج با او را دارد در شرع مقدس اسلام، با رعايت شرايطش مجاز شمرده شده است، و همدلىها و همنوائيهايى كه موجب استحكام اين بنيان شود طبعاً مطلوب خواهد بود. ولى بايد توجه داشت كه زيباييهاى ظاهرى موجب فريفتگى و غفلت از عيبها و نقاط ضعف پنهان نشود.
5. همانطور كه متذكر شده ايد،‌ يكى از بهترين راهها براى ايمني از خطرهاى عشقهاى زمينى ازدواج با همسرى شايسته است،‌ اما در صورتى كه ميسر نباشد بايد از افراط در مهرورزى خوددارى كرد و در اين راه از توصيه هاى روانشناسان و علماى اخلاق (كه محور آنها را عدم تمركز و سعى در فراموشى تشكيل مى دهد) كمك گرفت. بديهى است پرداختن به عبادات عاشقانه هم بهترين درمان است و هم بهترين استفاده از حالات لطيفى است كه معمولاً براى مهرورزان حاصل مى شود. به ويژه خواندن با تدبر مناجات محبين از صحيفه سجاديه كه در ضمن مناجات خمس عشر در مفاتيح الجنان نيز آمده است توصيه مي شود.

بازگشت به صفحه سؤالات »»