صفحه اصلى/ پرسش ها وپاسخ ها/اخلاق

اظهار يافته‌هاي معنوي

v انسان تا چه حدي مي‌تواند مسائل معنوي خود را با دوستان خود مطرح نمايد ؟
چرا كه بنده فكر مي‌كنم بيان برخي مسايل معنوي كه انسان به آن رسيده (منظورم مسايل غيبي نيست) و تبادل نظر و استفاده از تجربه‌ها و سخنان برخي دوستان كه اهليت بيان اينگونه مسايل را دارند مي‌تواند در پيشرفت انسان و همچنين در افزايش اراده انسان موثر باشد اما از طرفي اين امر ممكن است انسان را به دام ريا بيندازد و تمام اين اعمال را باطل نمايد خواهشمندم مرا راهنمايي فرماييد


ü همانطور که مرقوم فرموده‌ايد، طرح اين گونه مطالب انسان را در معرض ريا قرار مي‌دهد، و شخص متقي بايد در چنين مواردي احتياط را رعايت کند؛ ولي نبايد به گونه‌اي باشد که نقل اينگونه مطالب به طور کلي متروک شود. بنابراين انسان بايد بکوشد نيّت خود را خالص کند و صرفاً براي نفع ديگران چيزي را بيان کند؛ نظير انفاق که گاهي آشکار کردن آن براي تشويق ديگران مفيد است.
«إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ »(بقره: 271)
«وَ الَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ» (رعد: 22)

 

تقويت اراده

vبراي تقويت اراده از نظر اسلام چه برنامه اي وجود دارد


üبرنامه‌هاي عبادي اسلام همگي برنامه تقويت اراده‌اند، و شايد بهترين آنها تقيد به رعايت آداب نماز و وقت آن و حضور قلب، و نيز استفاده از روزه بخصوص در ماه رمضان است: «واستعينوا بالصبر و الصلوه». يادآوري می‌شود در روايات، «صبر» به روزه تفسير شده است.
 

حسد

v براي ريشه كني حسادت از جانمان چه راه علاجي توصيه مي‌نماييد؟


ü براي رفع حسد بيانديشيد كه اولاً نعمت‌هايي كه ديگران دارند موهبت‌هايي الهي است و نا‌خوشنودي از آنها در واقع ناخوشنودي از كار خداست‌؛ و ثانيا، حسد از بزرگترين امراض روحي مهلك است كه كار قابيل ـ‌فرزند آدم عليه‌السلام‌ـ را به برادركشي كشاند و برادران يوسف(ع) را وادار به جنايت در حق برادرشان كرد و هيچ‌كدام آنها از اين جنايات طرفي بر نبستند، جز آن كه به رنج دائمي مبتلا شدند.
پس بهتر آن كه به جاي حسد ورزيدن نسبت به ديگران، از خدا بخواهيم ـ و خود نيز كوشش كنيم ـ تا از نعمتي همانند يا بهتر از آن بهره‌مند شويم.

 

خود بزرگ‌بيني

v  بيماري خود بيني تمام زندگي مرا به باد داده است و مشكل اصلي من است. براي درمان آن چه كنم؟


ü اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمايند: آدمي را با خودبزرگ‌بيني و به خود‌باليدن چه‌كار؟! كسي كه در آغاز آب بد بويي بوده و سرانجام مردار متعفني خواهد شد و بين اين آغاز و انجام حامل قاذورات است!
 

دستورالعمل‌ها

vچه کنيم که از عمر خود بيشترين استفاده را ببريم.طورى که خوبان بردند؟ که بعد پشيمان نباشيم؟


üپيامبر اکرم(ص) ما را به ملازمت قرآن و عترت سفارش کرده‌اند. بنابراين هر قدر انس ما با آموزه‌هاي کتاب و سنت و معاشرتمان با افراد صالح بيشتر باشد، مصونيت بيشتري از لغزش‌ها خواهيم داشت.
 

دعا

vاز کجا پى به استجابت دعا ببرم؟


üاستجابت دعاهاي دنيوي با تحقق آثارشان شناخته مي‌شود؛ اما دعاهاي مربوط به آخرت راه قطعي براي شناخت استجابت آنها وجود ندارد و مصلحت هم در اين است که انسان نسبت به آنها در خوف و رجا باشد.

 

vدعا کردن بهتر است يا توسل به اهل بيت عليهم السلام؟


üتوسل پشتوانه استجابت دعا است و با آن منافاتي ندارد..

رفتار با مخالفان

vدر دعای مکارم الاخلاق، ابتدا آمده که «وَاجْعَلْ لى يَداً عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَلِساناً عَلى مَنْ خاصَمَنى وَظَفَراً بِمَن عانَدَنى وَهَبْ لى مَكْراً عَلى مَنْ كايَدَنى وَقُدْرَةً عَلى مَنِ اضْطَهَدَنى وَتَكْذيباً لِمَنْ قَصَبَنى وَسَلامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنى» و کمی بعد آمده که «وَسَدِّدْنى لاَِنْ اُعارِضَ مَنْ غَشَّنى بِالنُّصْحِ وَاَجْزِىَ مَنْ هَجَرَنی بِالْبِرِّوَاُثيبَ مَنْ حَرَمَنى بِالْبَذْلِ وَاُكافِىَ مَنْ قَطَعَنى بِالصِّلَةِ وَاُخالِفَ مَنِاغْتابَنى اِلى حُسْنِ الذِّكْر» آيا بين اين دو قسمت از اين دعا، تضادّی نيست؟ يعنی بالآخره کدام يک مطلوب است: مکر در برابر دشمنان يا نيکی در برابرشان؟


üمنظور از اولي کسي است که آگاهانه و از روي عناد دشمني مي‌کند و دومي کسي است که از روي لغزش و اشتباه مرتکب خطا شده است و با رفتار خوب قابل اصلاح است.
 

رهنمودها

vمن در حدود 3 ماه قبل از گذشته خوب يا بد خود توبه کردم وبا کمال تعجب انقلاب عظيمى در من ايجاد شد برخلاف توبه هاى گذشته. در اوايل چنان عشق ومحبتى نسبت به حضرت حق در قلبم ايجاد شد که وصف ناشدنى بود.حرکت در من ايجاد شده بود ومالامال از سوز وگداز شدم ولى به تدريج اين سوز وگداز کم شد با آنکه من راه خود را بى وقفه ادامه ميدادم و بر عبوديت و مجاهدت وسعى خود افزوده بودم.حال از شما راهنمايى ميخواهم که علت چيست؟ چه کنم که هميشه آن حالت خوش را حفظ کنم.


üبعضي از نقطه‌هاي ضعف اخلاقي چنان مستور است که خود انسان هم به سادگي نمي‌تواند آنها را تشخيص دهد و به مرور زمان ظهور مي‌کند و آثار سوء خود را مي‌بخشد. و گرنه خداي متعال بي‌جهت نعمتي را از کسي سلب نمي‌کند: «ذلک بأن الله لم يک مغيراً نعمة أنعمها علي قوم حتي يغيروا ما بأنفسهم» .
براي يافتن اين نقطه‌هاي ضعف پنهاني بايد مراقبه را دقيق‌تر انجام داد و انگيزه‌هاي پنهاني رفتار خود را با کاوش در اعماق دل بازشناخت. به هر حال دعا و توسل کليد حلّ همه مشکلات است.
 

موانع اخلاص و راه‌كار رفع آنها

vحضرت استاد، نيتم خود ستايي نيست، لكن وقتي رفتار خود را با گذشته (2 يا 3 سال پيش) مقايسه مي‌كنم مي‌بينم كه خلوص نيت و حالاتم در سال‌هاي گذشته خيلي بهتر بوده است. گه‌گاه كه عبادت برادران مومن را در مسجد و اماكني از اين قبيل مي‌بينم، بشدت غبطه مي‌خورم، و شوق عبادت در وجودم افزايش مي‌يابد. بنظرم حتی نمازهاي جماعتي را كه مي‌خوانم از كيفيت خوبي برخوردار نيستند.
حضرت استاد، يك سال بعد از آمدنم به مسجد محلمان و آشنايي با دوستان، بعضي دوستان، گه‌گاه به من مي‌گفتند كه نماز جالب و... مي‌خواني! يعني ذهنم را متوجه به چيزي كردند كه تا آن زمان به آن توجه نمي‌كردم، يعني از آن وقت به بعد هرگاه در جماعتي عبادتي را انجام مي‌دهم، ديگر ذهنم كامل متوجه عبادت نيست. و ديگر حس و حال خوبي در حين نماز ندارم. و گه‌گاه مجبورم كه در خانه نماز بخوانم.
با راهنماييتان من را در حل اين مشكل ياري رسانيد.


üهمان‌گونه که در مراتب تحصيل، تدريجاً درس‌ها مشکل‌تر و پيچيده‌تر مي‌شود، در مراتب تکامل معنوي هم چنين است و انسان همواره بايد مواظب باشد که در دام‌هاي جديد شيطان نيافتد . اما در خصوص اخلاص در عبادت از يک سو بايد سعي کرد که زمينه وسوسه شيطان کم‌تر شود و از سوي ديگر اين احتياط موجب ترک عبادات بزرگ مانند نماز جماعت نگردد. شايد در بعضي از مراحل بهتر اين باشد که نمازها و ساير عبادات شخصي را در تنهايي انجام دهيم، اما نمازهاي واجب را به جماعت بخوانيم؛ مخصوصاً که در حال نماز جماعت چندان فرصتي براي خودنمايي وجود ندارد و حالات خوش را مي‌توان در نماز جماعت به گونه‌اي پنهان کرد که ديگران متوجه نشوند. به هر حال هشدار مي‌دهيم که ترک نماز جماعت به بهانه دوري از ريا موجب روشني چشم شيطان است و يکي از دامهاي بزرگ او به شمار مي‌آيد.
 

بازگشت به صفحه سؤالات »»