| صفحه اصلى/ پرسش ها وپاسخ ها/اخلاق |
چگونه ميتوانيم هم خداوند را خالصانه عبادت کنيم وبه ياد غير او نباشيم، وهم محبت 14 معصوم را در دل داشته باشيم؟v ابتدا سؤال سادهاي را مطرح ميکنيم: آيا ممکن است شما کسي را دوست داشته باشيد، ولي متعلقات او را دوست نداشته باشيد؟ هر کس بهرهاي از محبت برده باشد ميداند که لازمه محبت به کسي، محبت به آثار و متعلقات اوست. حتي انسان صداي محبوب و بوي بدنش را هم دوست ميدارد؛ همچنين خانه و فرزند و لباس و ساير متعلقاتش را. پس چگونه ممکن است کسي خدا را دوست داشته باشد و زيباترين جلوههاي خدا و محبوبترين محبوبهاي او را دوست نداشته باشد؟ مخصوصاً با توجه به اينکه ما معمولاً خدا را هم به وسيله مخلوقاتش ميشناسيم و خوبيها و زيباييهاي او را در آيينه خوبيهاي بندگان شايسته تماشا ميکنيم. و بالاخص با توجه به اينکه آنان واسطه فيض براي ساير مخلوقات هستند و همه چيز به طفيل وجود ايشان آفريده شده است و راه رسيدن به خدا از مجراي وجود ايشان ميگذرد. |
آيا موسيقي، انسان را در رسيدن به هدف والاي خود کمک مي کند؟vشکي نيست که همه نعمتهايي که خداي متعال در اين عالم به انسان عطا فرموده ميتواند در راه تکامل انسان مورد استفاده قرار گيرد و از جمله نعمت صداي خوب و آهنگين (موسيقي به معناي عام) چنان که استفاده از زيباييهاي طبيعت ميتواند انسان را در راه خداشناسي و پي بردن به جلال و جمال الهي کمک کنند؛ ولي از آنجا که معمولاً نعمتهاي مادي ابزاري دو سويه و شمشيري دو لبه است و ممکن است در راه سقوط انسان به کار گرفته شود، خداي متعال به وسيله انبيا حدود و شرايط استفاده از نعمتها را به صورت احکام ديني بيان فرموده است. بنابراين استفاده از صداي خوش و آهنگين در صورتي که در مسير تکامل حقيقي انسان قرار گيرد مطلوب است؛ چنان که آواز حضرت داوود يکي از مزاياي بزرگ آن حضرت به شمار ميرود، و خواندن قرآن به صوت خوش و همچنين ساير چيزهايي که در توجه انسان به خدا مؤثر است، مانند دعاها و مناجاتها، مورد تأکيد قرار گرفته است. اما آوازهايي که معمولاً غرايز حيواني را تحريک ميکند و موجب غفلت انسان از خدا و آخرت ميشود مورد نهي قرار گرفته است.
|
راه رسيدن به مقام تسليم در برابر خواستههاي الهي چيست؟vدر اين جهت امور زير توصيه ميشود:
1. تفکر در باره الطاف الهي و اينکه خداي متعال هيچگونه نيازي ندارد و در تدبيرات خود صرفاً خير بندگان را ميخواهد. |
اظهار يافتههاي معنويv انسان تا چه حدي ميتواند مسائل معنوي
خود را با دوستان خود مطرح نمايد ؟ ü همانطور که مرقوم فرمودهايد، طرح اين
گونه مطالب انسان را در معرض ريا قرار ميدهد، و شخص متقي بايد در چنين مواردي
احتياط را رعايت کند؛ ولي نبايد به گونهاي باشد که نقل اينگونه مطالب به طور
کلي متروک شود. بنابراين انسان بايد بکوشد نيّت خود را خالص کند و صرفاً براي
نفع ديگران چيزي را بيان کند؛ نظير انفاق که گاهي آشکار کردن آن براي تشويق
ديگران مفيد است. |
تقويت ارادهvبراي تقويت اراده از نظر اسلام چه برنامه اي وجود دارد üبرنامههاي عبادي اسلام همگي برنامه تقويت
ارادهاند، و شايد بهترين آنها تقيد به رعايت آداب نماز و وقت آن و حضور قلب،
و نيز استفاده از روزه بخصوص در ماه رمضان است: «واستعينوا بالصبر و الصلوه».
يادآوري میشود در روايات، «صبر» به روزه تفسير شده است. |
حسدv براي ريشه كني حسادت از جانمان چه راه علاجي توصيه مينماييد؟ ü براي رفع حسد بيانديشيد كه اولاً نعمتهايي
كه ديگران دارند موهبتهايي الهي است و ناخوشنودي از آنها در واقع ناخوشنودي
از كار خداست؛ و ثانيا، حسد از بزرگترين امراض روحي مهلك است كه كار قابيل
ـفرزند آدم عليهالسلامـ را به برادركشي كشاند و برادران يوسف(ع) را وادار
به جنايت در حق برادرشان كرد و هيچكدام آنها از اين جنايات طرفي بر نبستند،
جز آن كه به رنج دائمي مبتلا شدند. |
خود بزرگبينيv بيماري خود بيني تمام زندگي مرا به باد داده است و مشكل اصلي من است. براي درمان آن چه كنم؟ ü اميرالمؤمنين(ع)
ميفرمايند: آدمي را با خودبزرگبيني و به خودباليدن چهكار؟! كسي كه در آغاز
آب بد بويي بوده و سرانجام مردار متعفني خواهد شد و بين اين آغاز و انجام حامل
قاذورات است! |
دستورالعملهاvچه کنيم که از عمر خود بيشترين استفاده را ببريم.طورى که خوبان بردند؟ که بعد پشيمان نباشيم؟ üپيامبر اکرم(ص) ما را به ملازمت قرآن و
عترت سفارش کردهاند. بنابراين هر قدر انس ما با آموزههاي کتاب و سنت و معاشرتمان
با افراد صالح بيشتر باشد، مصونيت بيشتري از لغزشها خواهيم داشت. |
دعاvاز کجا پى به استجابت دعا ببرم؟ üاستجابت دعاهاي دنيوي با تحقق آثارشان شناخته
ميشود؛ اما دعاهاي مربوط به آخرت راه قطعي براي شناخت استجابت آنها وجود ندارد
و مصلحت هم در اين است که انسان نسبت به آنها در خوف و رجا باشد. |
| vدعا کردن بهتر است يا توسل به اهل بيت عليهم السلام؟ üتوسل پشتوانه استجابت دعا است و با آن منافاتي
ندارد. |
دعا بهتر است يا صبر و رضا؟vدر جلد 14 بحار ص 39 اين روايت آمده که:
«عن أبي عبدالله عليه السلام قال: أوحى الله تعالى إلى داود عليه السلام: إن
خلادة بنت أوس بشرها بالجنة، وأعلمها أنها قرينتك في الجنة، فانطلق إليها فقرع
الباب عليها، فخرجت وقالت: هل نزل في شئ؟ قال: نعم، قالت: و ماهو؟ قال: إن
الله تعالى أوحى إلي وأخبرني أنك قرينتي في الجنة وأن أبشرك بالجنة، قالت:
أو يكون اسم وافق اسمي؟ قال: إنك لانت هي، قالت: يانبي الله ما أكذبك، ولا
والله ما أعرف من نفسي ماوصفتني به، قال داود عليه السلام: أخبريني عن ضميرك
وسريرتك ماهو؟ قالت: أما هذا فسأخبرك به، أخبرك أنه لم يصبني وجع قط نزل بي
كائنا ما كان، وما نزل ضر بي حاجة وجوع كائنا ماكان إلا صبرت عليه ولم أسأل
الله كشفه عني حتى يحوله الله عني إلى العافية والسعة، ولم أطلب بها بدلا،
وشكرت الله عليها وحمدته، فقال داود عليه السلام: فبهذا بلغت مابلغت، ثم قال
أبوعبدالله عليه السلام: وهذا دين الله الذي ارتضاه للصالحين». üدر پاسخ به سؤال، يادآوري چند نکته را مفيد
ميدانيم: |
رفتار با مخالفانvدر دعای مکارم الاخلاق، ابتدا آمده که «وَاجْعَلْ لى يَداً عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَلِساناً عَلى مَنْ خاصَمَنى وَظَفَراً بِمَن عانَدَنى وَهَبْ لى مَكْراً عَلى مَنْ كايَدَنى وَقُدْرَةً عَلى مَنِ اضْطَهَدَنى وَتَكْذيباً لِمَنْ قَصَبَنى وَسَلامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنى» و کمی بعد آمده که «وَسَدِّدْنى لاَِنْ اُعارِضَ مَنْ غَشَّنى بِالنُّصْحِ وَاَجْزِىَ مَنْ هَجَرَنی بِالْبِرِّوَاُثيبَ مَنْ حَرَمَنى بِالْبَذْلِ وَاُكافِىَ مَنْ قَطَعَنى بِالصِّلَةِ وَاُخالِفَ مَنِاغْتابَنى اِلى حُسْنِ الذِّكْر» آيا بين اين دو قسمت از اين دعا، تضادّی نيست؟ يعنی بالآخره کدام يک مطلوب است: مکر در برابر دشمنان يا نيکی در برابرشان؟ üمنظور از اولي کسي است که آگاهانه و از
روي عناد دشمني ميکند و دومي کسي است که از روي لغزش و اشتباه مرتکب خطا شده
است و با رفتار خوب قابل اصلاح است. |
رهنمودهاvمن در حدود 3 ماه قبل از گذشته خوب يا بد خود توبه کردم وبا کمال تعجب انقلاب عظيمى در من ايجاد شد برخلاف توبه هاى گذشته. در اوايل چنان عشق ومحبتى نسبت به حضرت حق در قلبم ايجاد شد که وصف ناشدنى بود.حرکت در من ايجاد شده بود ومالامال از سوز وگداز شدم ولى به تدريج اين سوز وگداز کم شد با آنکه من راه خود را بى وقفه ادامه ميدادم و بر عبوديت و مجاهدت وسعى خود افزوده بودم.حال از شما راهنمايى ميخواهم که علت چيست؟ چه کنم که هميشه آن حالت خوش را حفظ کنم. üبعضي از نقطههاي ضعف اخلاقي چنان مستور
است که خود انسان هم به سادگي نميتواند آنها را تشخيص دهد و به مرور زمان
ظهور ميکند و آثار سوء خود را ميبخشد. و گرنه خداي متعال بيجهت نعمتي را
از کسي سلب نميکند: «ذلک بأن الله لم يک مغيراً نعمة أنعمها علي قوم حتي يغيروا
ما بأنفسهم» . |
موانع اخلاص و راهكار رفع آنهاvحضرت استاد، نيتم خود ستايي نيست، لكن وقتي
رفتار خود را با گذشته (2 يا 3 سال پيش) مقايسه ميكنم ميبينم كه خلوص نيت
و حالاتم در سالهاي گذشته خيلي بهتر بوده است. گهگاه كه عبادت برادران مومن
را در مسجد و اماكني از اين قبيل ميبينم، بشدت غبطه ميخورم، و شوق عبادت
در وجودم افزايش مييابد. بنظرم حتی نمازهاي جماعتي را كه ميخوانم از كيفيت
خوبي برخوردار نيستند. üهمانگونه که در مراتب تحصيل، تدريجاً درسها
مشکلتر و پيچيدهتر ميشود، در مراتب تکامل معنوي هم چنين است و انسان همواره
بايد مواظب باشد که در دامهاي جديد شيطان نيافتد . اما در خصوص اخلاص در عبادت
از يک سو بايد سعي کرد که زمينه وسوسه شيطان کمتر شود و از سوي ديگر اين احتياط
موجب ترک عبادات بزرگ مانند نماز جماعت نگردد. شايد در بعضي از مراحل بهتر
اين باشد که نمازها و ساير عبادات شخصي را در تنهايي انجام دهيم، اما نمازهاي
واجب را به جماعت بخوانيم؛ مخصوصاً که در حال نماز جماعت چندان فرصتي براي
خودنمايي وجود ندارد و حالات خوش را ميتوان در نماز جماعت به گونهاي پنهان
کرد که ديگران متوجه نشوند. به هر حال هشدار ميدهيم که ترک نماز جماعت به
بهانه دوري از ريا موجب روشني چشم شيطان است و يکي از دامهاي بزرگ او به شمار
ميآيد. |