| صفحه اصلى/ پرسش ها وپاسخ ها/فلسفه |
اصيل يا اعتباري بودن وجودvدر كتاب آموزش فلسفه، در باب شناخت شناسي فرمودهايد كه مفهوم وجود از قبيل مفاهيم ثانية فلسفي است. و مفاهيم ثانية فلسفي مستقيما ما بازاء خارجي ندارند بلكه فقط منشأ خارجي دارند. اما در بخش وجود شناسي، بحث اصالت وجود و ماهيت، مي فرماييد كه اصالت از آن وجود است و آن كه متن خارج را پر كرده، وجود است؛ و ماهيت امري است اعتباري. با توجه به اين دو مطلب، اين تعارض را چهگونه حل كنيم؟ اگر وجود از قبيل مفاهيم فلسفي است و فقط منشأ خارجي دارد، چطور وجود اصيل ميشود و در خارج مصداق و ما بازايي دارد و ماهيات امري اعتباري ميشوند؟ چرا مفاهيم ماهوي، مفاهيم اولي شمرده مي شوند و مستقيما به مفاهيم ماهوي ما بازاء خارجي نسبت داده مي شود؟ üآنچه اعتباري است مفهوم انتزاعي وجود
است، و آنچه اصالت دارد حقيقت عيني وجود است که تنها با علم حضوري درک
ميشود و اين دو مطلب با هم تنافي ندارند، چنان که مفهوم واجبالوجود
مفهومي انتزاعي است ولي حقيقت واجب، حقيقيترين حقايق و حقيقتبخش همه
حقايق است. |