صفحه اصلي / آثار گفتاري/دروس / درس هاي اخلاق 1387 ـ 1388/ جلسه بيست و هشتم: سيماي شيعيان (27)

بسم الله الرحمن الرحيم

سيماى شيعيان (27)

آن چه پيش رو داريد گزيده‌اي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 08/06/88 ايراد فرموده‌اند. باشد تا اين رهنمودها چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

شب خيز! كه عاشقان به شب راز كنند.
در ادامه بحث، بخشي ديگر از روايت مورد بحث را مي‌خوانيم:
أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالُونَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهُ تَرْتِيلًا يَعِظُونَ أَنْفُسَهُمْ بِأَمْثَالِهِ وَ يَسْتَشْفُونَ لِدَائِهِمْ بِدَوَائِهِ تَارَةً وَ تَارَةً مُفْتَرِشُونَ جِبَاهَهُمْ وَ أَكُفَّهُمْ وَ رُكَبَهُمْ وَ أَطْرَافَ أَقْدَامِهِمْ تَجْرِي دُمُوعُهُمْ عَلَى خُدُودِهِمْ يُمَجِّدُونَ جَبَّاراً عَظِيماً وَ يَجْأَرُونَ إِلَيْهِ جَلَّ جَلَالُهُ فِي فَكَاكِ رِقَابِهِمْ؛ شيعيان خالص برنامه‌اي براي شب‌هاي خود و برنامه‌اي هم براي روزها دارند. اما برنامه شبانه‏شان اين است كه: قدم‏هايشان را جفت مى‏كنند ـ‌کنايه از اين‌که روى پا مى‏ايستند‌ـ. و اجزاء قرآن را به صورت ترتيل و با تأنى و آرامش تلاوت مى‏كنند؛ با مثل‏ها و اوصافى كه در آيات قرآن ذكر شده، خود را موعظه مى‏كنند و درمان دردشان را از قرآن طلب مى‏كنند؛ پيشانى، دست‏ها، زانوها سر انگشتان پايشان را روى زمين فرش مى‏كنند ـ‌کنايه از اين‌که به سجده مى‏افتند،  در حالي که اشك بر گونه‏هايشان جارى مى‏شود؛ در پيشگاه جبروت و عظمت الهى به تمجيد و ستايش او مى‏پردازند. و با ناله در درگاه او، نجات خود را از آتش جهنم طلب مي‌كنند.
در نهج‏البلاغه، اين بخش از روايت تعبيراتي مفصل‏تر و دل‌نشين‏تر دارد كه آنها را هم تلاوت مي‌كنيم: أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا. از اين بخش روايت، و همچنين از بعضى احاديث ديگر استفاده مى‏شود كه بهترين حالت براى قرائت قرآن اين است كه شخص، در خلوت قرآن را روى دو دست گرفته، رو به قبله بايستد و با توجه، همراه با تأني و آرامش قرآن را قرائت كند. يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ1؛ شيعيان با تلاوت قرآن و با توجه به مضامين آن، خود را وادار به حزن مى‏كنند. شايد اين فراز اشاره به اين باشد كه مناسب‌تر است قرآن به صورت حزن‏آور قرائت بشود؛ هم چنان‌كه در برخي روايات ديگر به اين معنا تصريح شده است كه قرآن را به‌گونه‌اي بخوانيد كه تلاوت آن براى شنونده حزن‌آور باشد2. وَ يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ؛ و به واسطه قرآن داروي دردشان را بر مى‏انگيزانند. شارحين نهج‏البلاغه اين نكته لطيف را از اين فراز استفاده كرده‏اند ‏كه منظور از اين كه مى‏فرمايد به وسيله قرآن در خودشان ايجاد حزن مى‏كنند و دواى دردشان را بر مى‏انگيزانند اين است كه بعد از اين‏كه حزن در آن‏ها ايجاد شد، اشكشان جارى مى‏شود و اين اشك داروى دردشان است. فَإِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَشْوِيقٌ رَكَنُوا إِلَيْهَا طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَيْهَا شَوْقاً وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْيُنِهِمْ؛ وقتى مؤمنين به آيات بشارت دهنده نعمت، رحمت و مغفرت مي‌رسند، دل خود را متوجه اين آيات مى‏كنند و از سر طمع به رحمت الهى، به مضامين اين آيات سرک مى‏كشند؛ مانند كسى كه از پشت ديوارى سرك مى‏كشد، تا پشت ديوار را ببيند. وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْيُنِهِمْ. چنان‌كه گويا بر نعمت‏هاى بهشتى و رحمت‏ الهى اشراف پيدا كرده‏اند و تصور مى‏كنند كه اين نعمت‌ها پيش چشمشان حاضر است. وَ إِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَخْوِيفٌ أَصْغَوْا إِلَيْهَا مَسَامِعَ قُلُوبِهِمْ؛ همين افراد هنگامي كه به آياتى بر مي‌خورند كه در آنها نسبت به عذاب و عقوبت‌هاي الهي هشدار داده شده، گوش دلشان را به اين آيات مى‏سپارند و سرسري از آنها نمي‌گذرند؛ وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِيرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِيقَهَا فِي أُصُولِ آذَانِهِمْ؛ چنان كه گويا «زفير» و «شهيق» جهنم ـ‌يعني صداي دم و بازدم آن‌ـ در بن گوششان است. اين حالت مؤمنين هنگام قرائت قرآن است.
اما در حال ركوع و سجود، فَهُمْ حَانُونَ عَلَى أَوْسَاطِهِمْ؛ كمرشان را در پيشگاه عظمت الهى خم كرده‏اند. مُفْتَرِشُونَ لِجِبَاهِهِمْ وَ أَكُفِّهِمْ وَ رُكَبِهِمْ وَ أَطْرَافِ أَقْدَامِهِمْ؛ مواضع سجده خود را فرش زمين مى‏كنند و بر خاك مى‏افتند. يَطْلُبُونَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي فَكَاكِ رِقَابِهِمْ و از خداى متعال آزادى خود را از آتش جهنم درخواست مى‏كنند.
حاصل اين بخش از روايت اين است كه برنامه شبانه شيعيان حقيقى اين است كه بخشى را به نماز و قرائت قرآن، بخش ديگري را به ركوع و سجده، و بخشى را هم به تضرع در پيشگاه الهى براى نجات از عذاب و رسيدن به رحمت‏هاى الهى مي‌گذرانند.
سؤالي كه ممكن است در اين جا مطرح شود اين است كه چرا اين برنامه، اختصاص به شب دارد؟ عبادت خدا در تمامي ايام و ساعات مطلوب است؛ اختصاص اين برنامه به شب چه وجهى دارد؟

هر جا كه دري بوَد، به شب بر بندند.
 در قرآن كريم هم تأكيد شده است كه مؤمنين بخش قابل توجهى از شب را به عبادت بگذرانند. در سوره مزمل به پيغمبر(ص) امر شده كه دو ثلث شب، يا نيمي از آن، يا حد اقل ثلث شب را به عبادت خدا بپرداز. قُمِ اللَّيْلَ إِلاّ قَلِيلاً3 بيشتر شب را به عبادت بپرداز. قرآن در وصف مؤمنين خالص مى‏فرمايد: كانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ4؛ كساني كه به مقامات عالى بهشت مى‏رسند، در دنيا اندكى از شب را مى‏خوابيدند.
دليل اين كه بر عبادت شبانه تأكيد شده اين است ‏كه روح عبادت اين است كه انسان از همه چيز صرف نظر كند و توجهش فقط به خداى متعال باشد. بنا بر اين آنچه در عبادت مطلوب است حضور قلب و انقطاع الى الله است. از همين رو گفته شده عبادت را در جاى خلوتى انجام دهيد، در محلي كه نقش و نگار، صدا و يا هر عامل ديگرى كه انسان را به خود مشغول كند، نباشد. گفته شده كه حضرت سلمان جايى را براى نماز انتخاب كرده بود كه فقط يك نفر مى‏توانست بايستد و خم و راست شود. انسان خواه، ناخواه در روز اشتغالاتى دارد؛ علاوه بر اين‌كه وضع طبيعى روز انسان را به خود مشغول مى‏كند. بر خلاف شب كه به طور طبيعی شرايط برای سکوت، سکون، آرامش و توجه و حضور قلب فراهم است و در فضاي تاريك و خلوت آن، كه صداها خاموش و عوامل مزاحم ديگر كمتر است، آمادگى انسان براى حضور قلب و تمركز بيشتر است.
در چنين حالتي اگر انسان انگيزه‏اى براى عبادت داشته باشد، با توجه و شعور بيشتري مي‌تواند عبادت كند. در اين حال اگر انسان به خدا توجه پيدا كند، خدا هم به او لطف كند، تأثير بيشتر خواهد داشت. شايد اين آيه هم به همين نكته اشاره دارد: إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً5؛ پديده شب مؤثرتر و پا برجاتر است، و عبادت، فكر، و توجهى كه در شب انجام مى‏گيرد رسوخ و عمق بيشترى دارد. إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلاً6 انسان در روز تحرك زيادي دارد و بايد فعاليت‏هايش را در روز انجام دهد.
اين‏هم يكي از حكمت‌هاي الهي است كه انسان را به‌گونه‌اي نيافريده كه تمام عمرش را در گوشه غارى زندگى كند. خدا زندگى اين عالم و شرايط و حالات مختلف آن را قرار داده، تا انسان از همه آنها استفاده كند و در هر حالى از نعمت‌هاي خدا براى رسيدن به كمال استفاده كند. مُرادَكَ مِنّي أَنْ تَتَعَرَّفَ إِلَيَّ فِي كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى لَا أَجْهَلَكَ فِي شَيْء7؛ خداوند خواسته خود را در هر چيزي به انسان بشناساند، تا در هيچ حالي از او غافل نباشد. زندگى در عزلت، در كنار يك صومعه يا دير و پرداختن به عبادت از نظر اسلام چندان پسنديده نيست. انسان آفريده نشده است كه فقط در گوشه خلوتى مشغول عبادت شود؛ ولى بى نياز از چنين عبادتگاه خلوتى هم نيست.  لذا بايد عبادات خود را در طول شب انجام دهد و روز را به رسيدگي به كارهاي ديگر خود اختصاص دهد؛ كارهايي از قبيل درس خواندن و درس دادن، موعظه كردن ديگران، رسيدگى به فقرا، جهاد فى‏سبيل الله، امر به معروف و نهى از منكر، تحصيل روزى و...‌. ثلث از شب را هم به استراحت و تجديد قوا بپردازد و بقيه آن را به عبادت خدا اختصاص دهد.

قرآن بخوان!
سؤال ديگر اين‏ است كه هنگامي كه نيمه شب برخاستم، چه عباداتي را انجام دهم؟ در سوره مزمل دستور داده شده: وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً8؛ در اين روايت هم مى‏فرمايد: أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا؛ مؤمنان بر پا مى‏ايستند و اجزاى قرآن را تلاوت مى‏كنند. هر چند بعضى شارحين نهج‌البلاغه گفته‏اند در اين عبارت ايستادن روي پا تلازمي با تلاوت قرآن ندارد، ولى اين بيان خلاف ظاهر عبارت است. از سوي ديگر در چنين حالتي كه انسان روى پا ايستاده، كتاب خدا را روى دو دست گرفته، قرائت كند، احترام قرآن بيشتر رعايت مي‌شود، تا زماني كه شخص روي زمين نشسته و احياناً به جايي هم تكيه بدهد.
نكته ديگري كه علاوه بر شب‌زنده‏دارى و قرائت قرآن، بر آن تأكيد شده، تلاوت قرآن با حالت تأني و آرامش و به صورت شمرده است. يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا. زيرا در چنين حالتي شخص فرصت بيشتري براي توجه و تنبه نسبت به مفاهيم آيات پيدا مي‌کند. هنگامي كه انسان قرآن را با سرعت مى‏خواند، چندان اثرى در او ايجاد نمى‏كند. اما زماني كه آيات قرآن را به آرامي تلاوت مى‏كند، نسبت به آنها تمرکز پيدا مي‌کند و مي‌تواند تصور كند كه نعمت‏هايي كه در آيات شمرده شده، پيش چشم اوست، يا  صداى زفير و شهيق جهنم در گوشش است. چنين حالاتي نيازمند فرصتى براى تأمل و تمركز است.
براي تلاوت قرآن هم هيچ حد و مرزى مشخص نشده است. خداوند مي‌فرمايد:  خدا مى‏داند كه همه شما نمى‏توانيد هر شب، دو ثلث شب را به عبادت بپردازيد (زيرا بعضي از شما در سفر هستيد، ممكن است بعضي از شما هم به بيماري مبتلا باشيد و فرصت يا توان اين‌كه دو ثلث شب را به تلاوت قرآن بايستيد، نداريد.) لذا خداوند در سوره مزمل مى‏فرمايد: فَاقْرَوا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ؛ هر اندازه برايتان ميسر شد قرآن بخوانيد. يعنى گمان نكنيد كه اگر بخواهيد سحرخيزى داشته باشيد، حتماً بايد نماز و عبادت شما ساعت‌ها طول بكشد. بلکه نافله و قرائت قرآن شما حتي اگر چند دقيقه هم باشد، خوب است؛ ولي سحرخيزي را ترك نكنيد.
يكى از راه‏هايى كه شيطان مانع عبادت و سحرخيزى مي‌شود همين است که به انسان چنين القاء مى‏كند كه براي عبادت سحر، چند ساعت وقت لازم است، تا خواندن دعاها، قرائت قرآن و سجده‏هاى طولانى انجام شود و كسي كه نيمه شب براي چنين عبادت مفصلي برخيزد، در طول روز خسته و خواب‌آلوده خواهد بود و به كار و زندگى‏اش نمى‏رسد؛ پس بهتر است از آن صرف نظر شود! در حالي كه انسان مي‌تواند همه يازده ركعت نماز شب را در مدت كوتاهي ـ‌حدود ده تا پانزده دقيقه‌ـ بخواند و به قرائت چند آيه از قرآن اكتفا كند. فَاقْرَوا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ. البته كسانى كه همت بالاترى دارند و از نيروى بدنى كافى و فراغت بيشترى  برخوردارند، بهتر است وقت بيشتري را براي قرائت قرآن و عبادت صرف كنند.
از اين بيانات استفاده مى‏شود بخشي از اين عبادت شبانه بايد قرائت قرآن باشد. اما آيا منظور خواندن قرآن در نماز است؟ در بسياري از موارد منظور از قرائت قرآن، نماز است كه بخشي عمده‌اي از آن به قرائت قرآن اختصاص دارد؛ مثل آيه شريفه: وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا9، كه در روايت به نماز صبح تفسير شده است.
اما قرائت قرآن كه در اين روايت و آياتي از قرآن مورد سفارش قرار گرفته، منظور از آن ممكن است قرائت سوره‏هايى از قرآن در حال نماز باشد. در بعضى آيات تسبيح، سجده، دعا و تضرع به صورت مستقل مورد سفارش قرار داده شده است: وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً10؛ شب‏ها سجده طولانى انجام ده و خدا را تسبيح بگو. سجده طولانى در دل شب نيز مورد تأكيد قرار گرفته است؛ شايد از بيان سجده و تسبيح در كنار هم بتوان اين نكته را استفاده کرد كه خوب است انسان در شب سجده‏اى طولانى انجام داده و ضمن آن تسبيح خدا را بگويد.

حكايت عاشقي
در اين بخش از روايت به كيفيت قرائت قرآن اشاره شد. مؤمن بايد هنگام تلاوت قرآن آن چنان نسبت به معانى آيات توجه داشته باشد كه با رسيدن به آيات رحمت، گويا رحمت الهى را مى‏بيند و با قرائت آيات عذاب صداى زفير و شهيق جهنم را در گوش خود احساس كند. حضرت امير(ع) به ما مي‌آموزد در حال نماز و قرائت قرآن اين‌گونه باشيم؛ حداقل سعى كنيم فكر مسائل مادى و زندگى دنيا را از سر بيرون كنيم و توجه بيشترى‏ به معاني آيات داشته و انسى با اين مفاهيم پيدا كنيم.
هم‏چنين سعي كنيم ركوع و سجودي در دل شب داشته باشيم. در احوالات بعضي از اصحاب پيغمبر(ص) و هم‏چنين شاگردان مكتب اهل بيت(ع) حكايات شنيدني از نماز و ركوع و سجودشان در دل شب نقل شده است؛ بعضي از ايشان گاهي شبي را به ركوع مى‏پرداختند و مى‏گفتند: هذه  ليلة الركوع. هرچند باور كردن بعضي از حكايات براي ما سخت است.
از فرد موثقي شنيدم كه مرحوم شيخ حسنعلى نخودكى اصفهانى ـ‌ كه در حرم امام رضا(ع) مدفون است‌ـ هر شب عادت داشت اواخر شب مى‏آمد و به پشت بام حرم مي‌رفت و نزديك گنبد به نماز مى‏ايستاد. يکي از خادمان حضرت رضا‌(ع) نقل ‌کرده بود: ما كه با او آشنا بوديم و مى‏دانستيم عادت ايشان اين است، در پشت بام را برايش باز مى‏كرديم؛ ايشان به آن‌جا مى‏رفت. ما هم در را مي‌بستيم و مي‌رفتيم، تا پيش از اذان صبح كه در را باز مى‏كرديم تا ايشان برگردد. يك شب سرد زمستانى ايشان طبق عادت هميشگي به كنار گنبد رفت و مشغول نماز شد. اتفاقاً در حالي که ايشان مشغول نماز بود، برف شروع به باريدن كرد. ايشان به ركوع رفت و ركوعش طول كشيد. من هر چه صبر كردم، ايشان سر از ركوع بر نداشت. خودم هم نمى‏توانستم زير برف بايستم. چيزي فراهم كردم كه ايشان بتواند خود را با آن گرم کند و سپس در را بستم و به منزل رفتم. اما تمام طول شب را نگران ايشان بودم كه زير برف، روى پشت بام چه مى‏كند و چه بلايي بر سرش خواهد آمد؟ پيش از اذان، زودتر از شب‏هاى ديگر به حرم آمدم و به پشت بام رفتم و در را باز كردم؛ ديدم ايشان همچنان در حال ركوع است، در حالى كه حدود يك وجب برف روى پشت او نشسته است.
شايد به خاطر همين عبادت‌ها است كه چنين كسي با يك اشاره، يا با يك دانه انجير مرض‏هاى لاعلاج را معالجه مى‏كرد.
در باره اويس قرني كه از اصحاب پيغمبر اكرم(ع) بوده، نقل شده كه عبادت‌هاي طولانى در دل شب داشته و گاهي يك شب را بيشتر به ركوع و گاهي يك شب را بيشتر به سجده مى‏پرداخت.
ما بايد سعي كنيم ـ‌اگر نمي‌توانيم چنين برنامه‌هايي داشته باشيم‌ـ حد اقل شباهتى به چنين كساني پيدا كنيم؛ نمازمان را با تأنى بيشتري بخوانيم. نماز‌هايي كه با عجله و شتاب مي‌خوانيم، ما را به كجا مى‏رساند؟ در روايتي نقل شده كه هنگامي كه بنده‏اى نمازش را سريع مى‏خواند، خداى متعال به فرشتگان خطاب مى‏فرمايد كه اين بنده من از نمازش كم گذاشت براى اين‏كه به خواسته‏هاى دنيوى‏اش برسد؛ در حالى كه نمى‌داند همه امور دنيا به دست من است و تا من اراده نكنم چيزى تحقق پيدا نمى‏كند.
در قرائت قرآن، چه در حال نماز و چه در غير حال نماز سعى كنيم حالاتى را كه در روايات سفارش شده، داشته باشيم. فرض كنيم صحنه‌اي را که آيه بيان مي‌کند، مى‏بينيم. فرض كنيم از طرف خداى متعال انذارها و عتاب‏ها را مى‏شنويم. كسانى كه آن حالات عجيب را در عبادت‏هايشان پيدا مى‏كردند چنين زمينه‏هايى در آن‏ها بود؛  ما اگر نمى‏توانيم عين آنها باشيم، حداقل سعى‏كنيم شباهتى به آن‌ها پيدا كنيم.

1. نهج‏البلاغة، ص 303، خطبه 193، معروف به «خطبه متقين».

2. به عنوان نمونه ر.ك: وسائل‏الشيعة، ج 6، ص 208، باب استحباب القراءة بالحزن؛ إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْحُزْنِ فَاقْرَءُوهُ بِالْحُزْنِ.

3. مزمل / 2.

4. ذاريات / 17.

5. مزمل / 6.

6. مزمل / 8.

7. دعاى امام حسينع در روز عرفه.

8. مزمل / 4.

9. اسراء / 78.

10. انسان / 26.