شب خيز! كه عاشقان به شب راز كنند.
در ادامه بحث، بخشي ديگر از روايت مورد بحث را ميخوانيم:
أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالُونَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ
يُرَتِّلُونَهُ تَرْتِيلًا يَعِظُونَ أَنْفُسَهُمْ بِأَمْثَالِهِ وَ يَسْتَشْفُونَ
لِدَائِهِمْ بِدَوَائِهِ تَارَةً وَ تَارَةً مُفْتَرِشُونَ جِبَاهَهُمْ وَ
أَكُفَّهُمْ وَ رُكَبَهُمْ وَ أَطْرَافَ أَقْدَامِهِمْ تَجْرِي دُمُوعُهُمْ عَلَى
خُدُودِهِمْ يُمَجِّدُونَ جَبَّاراً عَظِيماً وَ يَجْأَرُونَ إِلَيْهِ جَلَّ
جَلَالُهُ فِي فَكَاكِ رِقَابِهِمْ؛ شيعيان خالص برنامهاي براي شبهاي خود و
برنامهاي هم براي روزها دارند. اما برنامه شبانهشان اين است كه: قدمهايشان را
جفت مىكنند ـکنايه از اينکه روى پا مىايستندـ. و اجزاء قرآن را به صورت ترتيل
و با تأنى و آرامش تلاوت مىكنند؛ با مثلها و اوصافى كه در آيات قرآن ذكر شده، خود
را موعظه مىكنند و درمان دردشان را از قرآن طلب مىكنند؛ پيشانى، دستها، زانوها
سر انگشتان پايشان را روى زمين فرش مىكنند ـکنايه از اينکه به سجده مىافتند،
در حالي که اشك بر گونههايشان جارى مىشود؛ در پيشگاه جبروت و عظمت الهى به تمجيد
و ستايش او مىپردازند. و با ناله در درگاه او، نجات خود را از آتش جهنم طلب
ميكنند.
در نهجالبلاغه، اين بخش از روايت تعبيراتي مفصلتر و دلنشينتر دارد كه آنها را
هم تلاوت ميكنيم: أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ
لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا. از اين بخش روايت، و
همچنين از بعضى احاديث ديگر استفاده مىشود كه بهترين حالت براى قرائت قرآن اين است
كه شخص، در خلوت قرآن را روى دو دست گرفته، رو به قبله بايستد و با توجه، همراه با
تأني و آرامش قرآن را قرائت كند. يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ
يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ1؛
شيعيان با تلاوت قرآن و با توجه به مضامين آن، خود را وادار به حزن مىكنند. شايد
اين فراز اشاره به اين باشد كه مناسبتر است قرآن به صورت حزنآور قرائت بشود؛ هم
چنانكه در برخي روايات ديگر به اين معنا تصريح شده است كه قرآن را بهگونهاي
بخوانيد كه تلاوت آن براى شنونده حزنآور باشد2.
وَ يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ؛ و به واسطه قرآن داروي
دردشان را بر مىانگيزانند. شارحين نهجالبلاغه اين نكته لطيف را از اين فراز
استفاده كردهاند كه منظور از اين كه مىفرمايد به وسيله قرآن در خودشان ايجاد حزن
مىكنند و دواى دردشان را بر مىانگيزانند اين است كه بعد از اينكه حزن در آنها
ايجاد شد، اشكشان جارى مىشود و اين اشك داروى دردشان است. فَإِذَا مَرُّوا
بِآيَةٍ فِيهَا تَشْوِيقٌ رَكَنُوا إِلَيْهَا طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ
إِلَيْهَا شَوْقاً وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْيُنِهِمْ؛ وقتى مؤمنين به
آيات بشارت دهنده نعمت، رحمت و مغفرت ميرسند، دل خود را متوجه اين آيات مىكنند و
از سر طمع به رحمت الهى، به مضامين اين آيات سرک مىكشند؛ مانند كسى كه از پشت
ديوارى سرك مىكشد، تا پشت ديوار را ببيند. وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ
أَعْيُنِهِمْ. چنانكه گويا بر نعمتهاى بهشتى و رحمت الهى اشراف پيدا
كردهاند و تصور مىكنند كه اين نعمتها پيش چشمشان حاضر است. وَ إِذَا مَرُّوا
بِآيَةٍ فِيهَا تَخْوِيفٌ أَصْغَوْا إِلَيْهَا مَسَامِعَ قُلُوبِهِمْ؛ همين
افراد هنگامي كه به آياتى بر ميخورند كه در آنها نسبت به عذاب و عقوبتهاي الهي
هشدار داده شده، گوش دلشان را به اين آيات مىسپارند و سرسري از آنها نميگذرند؛
وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِيرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِيقَهَا فِي أُصُولِ آذَانِهِمْ؛
چنان كه گويا «زفير» و «شهيق» جهنم ـيعني صداي دم و بازدم آنـ در بن گوششان است.
اين حالت مؤمنين هنگام قرائت قرآن است.
اما در حال ركوع و سجود، فَهُمْ حَانُونَ عَلَى أَوْسَاطِهِمْ؛ كمرشان را در
پيشگاه عظمت الهى خم كردهاند. مُفْتَرِشُونَ لِجِبَاهِهِمْ وَ أَكُفِّهِمْ وَ
رُكَبِهِمْ وَ أَطْرَافِ أَقْدَامِهِمْ؛ مواضع سجده خود را فرش زمين مىكنند و
بر خاك مىافتند. يَطْلُبُونَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِي فَكَاكِ رِقَابِهِمْ
و از خداى متعال آزادى خود را از آتش جهنم درخواست مىكنند.
حاصل اين بخش از روايت اين است كه برنامه شبانه شيعيان حقيقى اين است كه بخشى را به
نماز و قرائت قرآن، بخش ديگري را به ركوع و سجده، و بخشى را هم به تضرع در پيشگاه
الهى براى نجات از عذاب و رسيدن به رحمتهاى الهى ميگذرانند.
سؤالي كه ممكن است در اين جا مطرح شود اين است كه چرا اين برنامه، اختصاص به شب
دارد؟ عبادت خدا در تمامي ايام و ساعات مطلوب است؛ اختصاص اين برنامه به شب چه وجهى
دارد؟
قرآن بخوان!
سؤال ديگر اين است
كه هنگامي كه نيمه شب برخاستم، چه عباداتي را انجام دهم؟ در سوره مزمل دستور داده
شده: وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً8؛
در اين روايت هم مىفرمايد: أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ
تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا؛ مؤمنان بر پا
مىايستند و اجزاى قرآن را تلاوت مىكنند. هر چند بعضى شارحين نهجالبلاغه گفتهاند
در اين عبارت ايستادن روي پا تلازمي با تلاوت قرآن ندارد، ولى اين بيان خلاف ظاهر
عبارت است. از سوي ديگر در چنين حالتي كه انسان روى پا ايستاده، كتاب خدا را روى دو
دست گرفته، قرائت كند، احترام قرآن بيشتر رعايت ميشود، تا زماني كه شخص روي زمين
نشسته و احياناً به جايي هم تكيه بدهد.
نكته ديگري كه علاوه
بر شبزندهدارى و قرائت قرآن، بر آن تأكيد شده، تلاوت قرآن با حالت تأني و آرامش و
به صورت شمرده است. يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا. زيرا در چنين حالتي شخص
فرصت بيشتري براي توجه و تنبه نسبت به مفاهيم آيات پيدا ميکند. هنگامي كه انسان
قرآن را با سرعت مىخواند، چندان اثرى در او ايجاد نمىكند. اما زماني كه آيات قرآن
را به آرامي تلاوت مىكند، نسبت به آنها تمرکز پيدا ميکند و ميتواند تصور كند كه
نعمتهايي كه در آيات شمرده شده، پيش چشم اوست، يا صداى زفير و شهيق جهنم در گوشش
است. چنين حالاتي نيازمند فرصتى براى تأمل و تمركز است.
براي تلاوت قرآن هم
هيچ حد و مرزى مشخص نشده است. خداوند ميفرمايد: خدا مىداند كه همه شما
نمىتوانيد هر شب، دو ثلث شب را به عبادت بپردازيد (زيرا بعضي از شما در سفر هستيد،
ممكن است بعضي از شما هم به بيماري مبتلا باشيد و فرصت يا توان اينكه دو ثلث شب را
به تلاوت قرآن بايستيد، نداريد.) لذا خداوند در سوره مزمل مىفرمايد: فَاقْرَوا
ما تَيَسَّرَ مِنْهُ؛ هر اندازه برايتان ميسر شد قرآن بخوانيد. يعنى گمان نكنيد
كه اگر بخواهيد سحرخيزى داشته باشيد، حتماً بايد نماز و عبادت شما ساعتها طول
بكشد. بلکه نافله و قرائت قرآن شما حتي اگر چند دقيقه هم باشد، خوب است؛ ولي
سحرخيزي را ترك نكنيد.
يكى از راههايى كه
شيطان مانع عبادت و سحرخيزى ميشود همين است که به انسان چنين القاء مىكند كه براي
عبادت سحر، چند ساعت وقت لازم است، تا خواندن دعاها، قرائت قرآن و سجدههاى طولانى
انجام شود و كسي كه نيمه شب براي چنين عبادت مفصلي برخيزد، در طول روز خسته و
خوابآلوده خواهد بود و به كار و زندگىاش نمىرسد؛ پس بهتر است از آن صرف نظر شود!
در حالي كه انسان ميتواند همه يازده ركعت نماز شب را در مدت كوتاهي ـحدود ده تا
پانزده دقيقهـ بخواند و به قرائت چند آيه از قرآن اكتفا كند. فَاقْرَوا ما
تَيَسَّرَ مِنْهُ. البته كسانى كه همت بالاترى دارند و از نيروى بدنى كافى و
فراغت بيشترى برخوردارند، بهتر است وقت بيشتري را براي قرائت قرآن و عبادت صرف
كنند.
از اين بيانات
استفاده مىشود بخشي از اين عبادت شبانه بايد قرائت قرآن باشد. اما آيا منظور
خواندن قرآن در نماز است؟ در بسياري از موارد منظور از قرائت قرآن، نماز است كه
بخشي عمدهاي از آن به قرائت قرآن اختصاص دارد؛ مثل آيه شريفه: وَقُرْآنَ
الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا9،
كه در روايت به نماز صبح تفسير شده است.
اما قرائت قرآن كه در
اين روايت و آياتي از قرآن مورد سفارش قرار گرفته، منظور از آن ممكن است قرائت
سورههايى از قرآن در حال نماز باشد. در بعضى آيات تسبيح، سجده، دعا و تضرع به صورت
مستقل مورد سفارش قرار داده شده است: وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ
سَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً10؛
شبها سجده طولانى انجام ده و خدا را تسبيح بگو. سجده طولانى در دل شب نيز مورد
تأكيد قرار گرفته است؛ شايد از بيان سجده و تسبيح در كنار هم بتوان اين نكته را
استفاده کرد كه خوب است انسان در شب سجدهاى طولانى انجام داده و ضمن آن تسبيح خدا
را بگويد.
1. نهجالبلاغة، ص 303، خطبه 193، معروف به «خطبه متقين».
2. به عنوان نمونه ر.ك: وسائلالشيعة، ج 6، ص 208، باب استحباب القراءة بالحزن؛ إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْحُزْنِ فَاقْرَءُوهُ بِالْحُزْنِ.
3. مزمل / 2.
4. ذاريات / 17.
5. مزمل / 6.
6. مزمل / 8.
7. دعاى امام حسينع در روز عرفه.
8. مزمل / 4.
9. اسراء / 78.
10. انسان / 26.