﴿ صفحه 15﴾

مقدّمه مؤلف

بسم اللهِ الرّحمن الرّحيم

الحمد لله رب العالمين

و صلّي الله علي سيّدنا محمّد و آله الطاهرين

ساليان درازي بود كه از وضع برنامه‏هاي درسي در حوزه‏هاي علميه و كمبود موادّ و كتب درسي و نارسايي كيفيّت تدريس بويژه در زمينه­ي فلسفه، رنج مي‏بردم و آرزو مي‏كردم كه شرايطي فراهم شود كه بتوان طرحي نو درانداخت و به اين اوضاع، سر و ساماني بخشيد. ولي در شرايط خفقان‏بار رژيم طاغوتي و فشارهايي كه مخصوصاً بر روحانيت، وارد مي‏كرد و محدوديتها و تنگناهايي كه براي حوزه‏هاي علميه به وجود مي‏آورد امكان تحقّق اين آرزو، دشوار مي‏نمود و كاري كه موفق شديم در آن دوران انجام دهيم اين بود كه در مؤسسه‌ي در راه حق، بخش آموزش را تأسيس كرديم و با امكانات بسيار محدود، برنامه‌ي ميان مدّتي براي تكميل دروس گروهي از فضلاء جوان حوزه به اجراء گذاشتيم كه شامل موادّي مانند تفسير موضوعي قرآن كريم، فلسفه‌ي تطبيقي، اقتصاد اسلامي، زبان خارجه و غيرها بود تا اينكه خداي متعال بر ملّت مسلمان ايران، منّت نهاد و مبارزات و فداكاريهاي چند ساله ايشان را تحت رهبري حضرت امام خميني ـ مدّ ظله العالي ـ به پيروزي رسانيد و رژيم ضدّ اسلامي پهلوي را سرنگون

﴿ صفحه 16﴾

 ساخت و شرايط مناسبي براي فعّاليتهاي سازنده و رشد يابنده، فراهم آمد.

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، نيروهاي رهايي يافته از بندهاي استعمار و استبداد، به تكاپو افتادند و به بازشناسي كمبودها و نارساييها و رفع و جبران آنها پرداختند و از جمله، جامعه‌ي روحانيت كه بزرگترين سهم را در اين انقلاب فرهنگي و سياسي داشت پس از دهها سال ممنوعيّت از ايفاء نقش اساسي خود در بهتر شناختن و بهتر شناساندن حقايق اسلام، و دفاع از مواضع نظري و عملي آن، زمينه‌ي مساعدي براي افزودن تلاشها و كوششها يافت.

ولي دسيسه‏ها و توطئه‏هايي كه از طرف دشمنان اسلام چيده مي‏شد و به دست بعضي از گروههاي سياسي داخلي به اجراء درمي‏آمد مجال نمي‏داد كه همه‌ي روحانيان شايسته، به انجام وظيفه‌ي اصلي خودشان بپردازند و شرايط خاص بعد از انقلاب، ايجاب مي‏كرد كه بسياري از ايشان در دستگاههاي قانونگذاري و قضائي و حتّي اجرائي، شركت كنند تا داستان مشروطيت، تكرار نشود و انقلاب از مسير اسلامي خودش منحرف نگردد. و در نتيجه به جاي اينكه نيروهاي ايشان در جهت رفع كمبودهاي حوزه‏ها و بسط و گسترش امكانات تحصيل علوم ديني به كار گرفته شود بسياري از نيروهاي كار آمد حوزه به اُرگانهاي ديگر جذب گرديد و بار ديگران را سنگينتر و وظايف ايشان را بيشتر و انباشته‏تر ساخت. مخصوصاً كه سيل تقاضا از سوي جوانان متعهّد براي فرا گيري علوم اسلامي و از جمله فلسفه‌ي الهي سرازير گرديد كه در اين زمينه نيز رهنمودهاي رهبر عظيم الشأن انقلاب، نقش بسزايي داشت.

بدين ترتيب، ضرورت اجراء برنامه‏هاي كوتاه مدّتي براي تربيت جوانان و آماده ساختن ايشان براي به عهده گرفتن مسئوليتهاي ارشادي و تبليغي و فرهنگي در سطح‏هاي متوسّط، آشكار گرديد و به اين منظور در برنامه‌ي آموزش مؤسسّه، تجديد نظري به عمل آمد و كلّاسهاي ديگري با برنامه‏هاي فشرده، تأسيس گرديد از جمله گزيده‏اي از مسائل فلسفه­ي اسلامي با شيوه‏اي نوين تدريس شد و به وسيله­ي بعضي از دانشجويان از نوار، پياده و تكثير گرديد.

﴿ صفحه 17﴾

سپس به پيشنهاد سازمان تبليغات اسلامي و به وسيله‌ي گروهي از دانشجويان مؤسسه (گروه پژوهش و نگارش) تكميل شد و تنظيم جديدي يافت و مورد بازنگري قرار گرفت و به صورت كتابي در آمد كه هم اكنون پيش روي شما خوانندگان عزيز قرار دارد. اميد آنكه گام مؤثّري در راه رفع كمبودهاي موجود بشمار آيد و مورد عنايت حضرت ولي عصر ـ عجل الله فرجه الشريف ـ واقع شود.

وضع پيشين آموزش فلسفه

در ميان دروس حوزه‏ها فلسفه وضع خاص و استثنائي داشت و كاستيهاي بيشتري در آن به چشم مي‏خورد كه مهمترين آنها از اين قرار است:

1. در اثر برداشتهاي غلطي كه از فلسفه شده بود اساساً اين درس در بعضي از حوزه‏ها زير سؤال بود و نه تنها ضرورتش روشن نبود كه رجحانش نيز براي بعضي از افراد، مورد ترديد بود.

البته در حوزه‌ي علميّه‌ي قم، به بركت كوششهاي بزرگاني مانند حضرت امام (مد ظله العالي) و مرحوم استاد علّامه‌ي طباطبائي (رضوان الله عليه) اين وضع، تغيير يافته بود و ديگر كمتر كسي بود كه دستخوش چنين وساوسي قرار گيرد ولي هنوز هم به صورت احتياط‏آميزي با فلسفه، برخورد مي‏شد.

2. از سوي ديگر، بعضي از علاقمندان به فلسفه كه در موضع دفاع در برابر مخالفين قرار گرفته بودند به يك حالت جزم گرايي تعصّب‏آميزي نسبت به محتويات كتب فلسفي، مبتلي شده بودند و گويي وظيفه‌ي خودشان را توجيه همه‌ي سخنان فلاسفه مي‏دانستند و اين حالت، نسبت به سخنان صدر المتألّهين كه ناسخ همه‌ي سخنان فلاسفه بشمار مي‏رفت‏ شدّت و حدّت بيشتري داشت و مي‏رفت كه فلسفه به صورت يك علم نيمه تقليدي درآيد و روح نقّادي كه عامل مهمّي براي پيشرفت و شكوفايي علوم است از بين برود.

﴿ صفحه 18﴾

3. هدف از آموزش فلسفه نه در كتابهاي درسي كاملاً ذكر شده بود و نه در جلسات درس، درست بيان مي‏گرديد و دانشجوياني يافت مي‏شدند كه پس از صرف سالها عمر خود در خواندن اين كتابها به درستي درنمي‏يافتند كه آموختن فلسفه چه لزومي دارد و كدام خلأي را پر مي‏كند و در رفع چه نيازي به كار مي‏آيد. و بسياري از ايشان تنها بر اساس تقليد از بعضي از بزرگان به آموختن فلسفه مي‏پرداختند و چون صرفيّين چنين كرده بودند. ايشان هم چنين مي‏كردند. و ناگفته پيدا است كه اين چنين درس خواندني تا چه اندازه مي‏توانست پيشرفت داشته باشد.

4. طرح مسائل و تنظيم آنها هم به گونه‏اي نبود كه دانشجو به آساني دريابد كه انگيزه‌ي طرح آنها چيست و چه ارتباطي بين آنها وجود دارد، و يا با خواندن بخشي از كتاب، شوق خواندن بخشهاي ديگر در او پديد آيد.

5. كتب فلسفي، آكنده از اصطلاحات گيج كننده‏اي است كه فهم صحيح آنها پس از سالها ممارست، امكان پذير است و غالب دانشجويان در سالهاي اول، به درك جان كلام، موفّق نمي‏شوند.

6. در اين كتابها طبعاً توجّهي به مسائل مورد بحث در محافل غربي نشده چه رسد به اينكه پاسخگوي شبهات جديدي باشد كه در عصر حاضر از طرف مكتبهاي الحادي، مطرح شده و مي‏شود.

ويژگيهاي اين كتاب

با توجّه به كمبودهاي ياد شده، در اين كتاب سعي كرده‏ايم كه حتّي المقدور آن كمبودها جبران شود و نكات مفيدي رعايت گردد كه مهمترين آنها از اين قرار است:

1. نخست، اشاره‏اي گذرا به سير تفكر فلسفي و مكتبهاي مختلف آن شده تا اينكه دانشجو تا حدودي به وضع فلسفه در جهان، از آغاز پيدايش آن

﴿ صفحه 19﴾

تاكنون، آگاه شود و ضمناً علاقه‌ي او به مطالعه‌ي تاريخ فلسفه، جلب گردد.

2. موقعيّت كاذبي كه در مغرب زمين براي علوم تجربي پيش آمده و كمابيش روشنفكران شرقي را هم تحت تأثير قرار داده، مورد ارزيابي قرار گرفته و موقعيّت واقعي فلسفه در برابر آنها تثبيت شده است.

3. همچنين رابطه‌ي فلسفه با ديگر علوم و معارف، مورد بررسي واقع شده و نياز آنها به فلسفه، اثبات شده است.

4. ضرورت آموختن فلسفه تبيين، و شبهاتي كه پيرامون آنها مطرح مي‏شود رفع شده است.

5. قبل از ذكر مسائل هستي شناسي، مبحث‏شناخت‏شناسي آورده شده كه منطقاً مقدّم است و امروزه هم در جهان، مورد گفتگوهاي فراواني قرار دارد.

6. سعي شده كه مسائل به گونه‏اي بيان شود كه انگيزه‌ي طرح آنها و نيز موارد كاربُرد آنها براي دانشجو روشن گردد و نيز به صورتي تنظيم شود كه علاوه بر رعايت رابطه‌ي منطقي بين آنها شوق دانشجو را در آموختن مباحث بعدي برانگيزاند.

7. همچنين كوشيده‏ايم مطالب، طوري بيان شود كه دانشجو را به سوي تحجّر فكري، سوق ندهد بلكه روح نقّادي را در وي زنده بسازد.

8. مطالب به صورت درسهاي جداگانه، بيان شده و به طور متوسّط خوراك يك جلسه، در يك درس گنجانيده شده است.

9. سعي شده نكته‌ي مهّم هر درسي در درسهاي بعدي مورد تأكيد و احياناً مورد تكرار قرار گيرد تا بهتر در ذهن دانشجو جايگزين شود.

10. در پايان هر درسي خلاصه‌ي مطالب و نيز پرسشهايي پيرامون آنها ذكر شده كه نقش مهمّي را در بهتر آموختن، بازي مي‏كند.

با اين همه‌ي ما ادّعا نمي‏كنيم كه اين كتاب، واجد همه‌ي شرايط لازم و نكات مفيد مي‏باشد و هيچ عيب و نقصي ندارد بلكه بر عكس، به كمبودهاي آن، هم از نظر محتوا و هم از نظر شكل و قالب، اعتراف داريم و آنرا تنها بعنوان گامي نخستين در راه رفع كمبودهاي موجود و در جهت يك تحوّل بنيادي در

﴿ صفحه 20﴾

آموزش علوم اسلامي و بويژه فلسفه، عرضه مي‏داريم و اميدواريم گامهاي بعدي به وسيله‌ي دانشمندان بزرگ و شايسته به صورت استوارتر و كاملتري برداشته شود.

در پايان، وظيفه‌ي خود مي‏دانم از دوستان دانشجويي كه در راه تهيّه و نگارش اين كتاب، كوشش كرده‏اند و همچنين از مسئولين محترم سازمان تبليغات اسلامي كه وسايل اين كار را فراهم نموده‏اند تشكّر كنم.

نيز لازم است سپاس خود را نثار شهداي والا مقام انقلاب اسلامي نمايم كه در راه برپايي نظام اسلامي، جانهاي پاك خود را فدا كردند و امكان چنين فعاليتهاي فرهنگي را فراهم آوردند. و همچنين شهداء و معلولين جنگ جاري، و رزمندگاني كه هم اكنون در راه حفظ دستاوردهاي انقلاب و دفاع از كيان حكومت اسلامي مي‏جنگند. و از خداوند متعال، پيروزي نهائي ايشان و موفقيّت روزافزون همه‌ي خدمتگزاران به اسلام و مسلمين را درخواست مي‏كنم و طول عمر پر بركت رهبر كبير انقلاب را تا زمان ظهور حضرت ولي عصر ـ عجل الله فرجه الشريف ـ و توفيق قدرداني از نعمت وجود ايشان و همه‌ي نعمتهاي مادّي و معنوي الهي را مسئلت دارم و اميدوارم همه‌ي مردم مسلمان ايران و از جمله اين خدمتگزاران كوچك، به انجام وظايف خودشان موفّق شوند و همگي از ياران حضرت مهدي ـ ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ـ محسوب گردند. و همه‌ي سپاسها و ستايشها از آنِ پروردگار متعال است كه اين نعمتهاي بيشمار را به ما ارزاني داشته و مي‏دارد.

قم- محمد تقي مصباح يزدي

تير ماه 1363 شمسي